تبليغاتX
غزل باران
 به شاهین نجفی ملعون بابت توهین به مقدسات شیعیان

برو بچه کلاغارو خبر کن

با اونا امشب و صبح و به سر کن

جواب هتک حرمت رو میگیری

توی هر لحظه احساس خطر کن 

 حمید حمزه نژاد

|+| نوشته شده توسط حمید حمزه نژاد در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391  |
 در خیابان قدم زدم...

درخیابان قدم نخواهم زد ،تاتو را یاد من بیندازد

بعد توصورتم به زردی رفت ،مثل برگی که رنگ می بازد


ظاهراً خنده روی لب دارم، بغض توی صدام می رقصد

بارها گفته بودمت بانو،غم دنیا به من نمی سازد


خنده های تومی کشد غم را،ناله های مدام ومبهم را

لرزش شانه هایم از گریه،زیرورو کرده وادی بم را


بی تو حرف اضافه ای شده ام ،تو به من دل نبستی ورفتی

در کتاب بدون توبودن،جستجو کرده ام متمم را


سیل باران هنوز می بارد،سیل باران شکست بغض من است

سهم مجنون همیشه تنهایی ست،عشق من هم به شیوه ی کهن است


من بت لات عشق تو بودم،باتویک عمر زندگی کردم

یک تبر دست سرنوشتم بود،پی نبردم زمانه بت شکن است


حرف هایم چه زود یادت رفت،حرف ها،نه گلایه ها بی تو

دور من راگرفته انگاری،حجم سرد سایه ها بی تو


خواب دیدم که با منی با من ،شوق ماندن به دور چشمانت

دستهایت درون دستم بود، در خیابان قدم زدم... باتو


<<حمید حمزه نژاد>>

وبلاگ خانم عاطفه پور ابراهیم به روز شد



|+| نوشته شده توسط حمید حمزه نژاد در دوشنبه هفدهم بهمن 1390  |
 سلام آمدم
سلام ممنونم از تمامی دوستانی که تو این مدت من از یاد نبردن

به زودی جواب دوستان رو خواهم داد

به زودی به روز میشم

|+| نوشته شده توسط حمید حمزه نژاد در سه شنبه سیزدهم دی 1390  |
 عید غدیر

فرا رسیدن عیدسعید غدیر را به تمام شیعیان تبریک عرض می نمایم

1

در وادی دلبری بزرگم کردند

آدم شدم و پری بزرگم کردند

هرچند که شاگرد حسینم اما

در مکتب حیدری بزرگم کردند

<<حمید حمزه نژاد>>

2

موجیم که بر کوه به تکرار هستیم

بر آب و آیینه پدیدار هستیم

ما را به شراب و ساقی و باده چه کار ؟

ما مست خم حیدر کرار هستیم

<<حمید حمزه نژاد>>

 

به مطلب زیر دقت کنید


|+| نوشته شده توسط حمید حمزه نژاد در یکشنبه بیستم آذر 1390  |
 ق یا قاف؟

دنیا پراست

ازسلام های مِکانیکی

وقتی قلبت را

عاشقانه هدیه میدهی

مردم به جای قلب سنگ دستت میدهند !

و با همان سنگ به سرت می کوبند

تا هوای مهربانی به سرت نزند

اینگونه است آقای جهان می نشیند

و برای خاور میانه نقشه می کشد

خوب است آقای اتحاد هم بیاید

و نقشه اش را

بر آب و یا بر باد دهد

وقتی هم نیاید

باید به آقای نقاش پناه ببریم

تا نبود آقای اتحاد را درد بکشد

و شاعران هم حرفی برای گفتن ندارند

شاید آنها را به قاف تبعید کنند

حتما میپرسی قاف دیگر کجاست ؟

** قاف همان جاییست

که عشق تمام می شود.

<< حمید حمزه نژاد>>

......................................

**<< قاف حرف آخر عشق است آنجا که نام کوچک من آغاز می شود >>

قیصر امین پور**



|+| نوشته شده توسط حمید حمزه نژاد در یکشنبه بیست و دوم آبان 1390  |
 امام هشتم

دلش گرفته و چشمش به عکس گنبد بود

هزار بغض رسیده سر گلو سد بود


دوباره جاده ی مشهد هوای خیلی سرد

و شور و شوق زیارت به چهره ای پر درد


رسید مقصد و قلبش پر از تلاطم بود  

نوای ریز لبش یا امام هشتم بود


جوان به سمت حرم با ادب سلامی کرد

در ازدحام صداها صدای او گم بود


چقدر آمده اینجا خودش نمی داند

حساب رفته زدستش که بار چندم بود


دلش شبیه کبوتر به روی گنبد ها

و یا میان حرم های مشهدو قم بود


اگرچه داغ بزرگی به سینه اش بوده ست

ولی زشوق لبانش پر از تبسم بود


گرفت پنجره فولاد پر هیاهو را

زمین زده ست به رسم ادب دو زانو را


نشست روی زمین ذره ای تآمُل کرد

سرش به سمت حرم، ابر گریه اش گل کرد


همیشه کنج دلش یک غم خدایی داشت

پدر ،پدر، پدر پیر شیمیایی داشت


کمی به فکر فرو رفت و چیز دیگر خواست

به احترام امامش ز جای خود بر خواست


و چند جمله ای از حال زار و غمگین گفت

دعا برای فرج خواند و چند آمین گفت


<<حمید حمزه نژاد>>





|+| نوشته شده توسط حمید حمزه نژاد در شنبه سی ام مهر 1390  |
 هدایای تولدم سال 90

باسلام ممنون از همه ی دوستانی که لطف کردند و برام پیام تبریک گذاشتند

اللخصوص این دوستان که هدایایی ارزنده با قلم روانشان هدیه کردند

(1)

با فطرت پاک خود پدیدار شدی

در نسخه ی صد هزار تکرار شدی

صد وادی به پشت سر نهادی اما

در وادی شاعری گرفتار شدی

عاطفه پور ابراهیم(بابل)

 (2)

امروز دو چشمت به جهان باز شده

فردا هنر شعر تو آغاز شده

من در عجبم زکودکی یکروزه

چون غوره نخورده کشمشی ناز شده

علی اکبر حاجی آقاپور (بابل)

(3)

آن مستی چشمان تو تفسیر نداشت

این شاعر بیچاره که تقصیر نداشت

عمری پی یک شاعر زیبا بودم

این دفتر من مثل تو تصویر نداشت

محمد شریف( قم)

  (4)

 امید که رو سفید باشی ای دوست

                                 گنجینه ای از امید باشی ای دوست

میلاد قشنگ تو مبارک، یا رب:

پیش همگان حمید باشی ای دوست

محسن احمدوندی

...............

     وبلاگ خانم عاطفه پورابراهیم به روز شد 

 

|+| نوشته شده توسط حمید حمزه نژاد در چهارشنبه سیزدهم مهر 1390  |
 پست میهمان (برای تنوع) شاعر مهمان ، عاطفه پور ابراهیم (بابل)
                     

  وبلاگ خانم عاطفه پورابراهیم به روز شد 

 

برای اطلاع دوستان 30 شهریور تولد شناسنامه ایمِ و 1 مهر ماه تولد شعریمِ سال قبل بچه ها

با گفتن چند رباعی و یک شعر کوتاه سپید کادوشون و دادن بهترین کادوی زندگیم بود هیچ

کادویی قشنگ تر از این نیست که به کسی شعر هدیه کنی

(اگه دوست داشتید کلیک کنید و ببینید )

    هدیه های تولدم سال 89      




|+| نوشته شده توسط حمید حمزه نژاد در شنبه دوم مهر 1390  |
 
 
بالا